مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
285
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
دلو دو خانهء زحلاند و قوس و حوت دو خانهء مشترى و حمل و عقرب دو خانهء مريخاند و ثور و ميزان دو خانهء زهره و جوزا و سنبله دو خانهء عطاردند . و به يارى خداى ، ان شاء الله ، كتابى لطيف در ياد كرد نجوم و آنچه از آن درست است و موافق گفتار اهل حق ، خواهيم پرداخت چرا كه مىبينيم جاهلان كار آن را سبك گرفتهاند و شأن صاحب اين فن را فرود آوردهاند و مقدار آن را خرد و اندك جلوه دادهاند تا اهل زرق و كاهنان از آن بهرهور شوند و دست يازى كنند به احكامى كه خداى آنها را از خلق خويش پنهان داشته و دانش آن را ويژهء خويش قرار داده است . چگونه مىتوان بدانها راه يافت ؟ چرا كه انكار برهان و رد كردن امر آشكار ، نزد اهل بيان و صاحبان اديان نقصى عظيم است ، خداى عز و جل گويد : « سوگند به آسمان خداوند برجها . » ( 85 : 1 ) و گويد : « با بركت است آن خداى كه كرد در آسمان برجها و كرد در آسمان چراغى و ماه روشن . » ( 25 : 61 ) و گويد : « اى نگه نكردند به آسمان زبر ايشان چگونه برداشتهايم و بياراستهايم و نيست آن را هيچ شكاف » ( 50 : 6 ) و گويد : « زودا كه بنماييم ايشان را نشانهاى ما در كنارههاى جهان و در تنهاى ايشان تا پيدا آيد ايشان را كه اوست خداى حق . » ( 41 : 53 ) و گويد : « به درستى كه در آفرينش آسمانها و زمين و شدايند شب و روز نشانها و عبرتهاست خداوندان خرد را . » ( 3 : 190 ) با آيات بسيار و دلالتهايى آشكار . و محققان اهل تنجيم ، از رهگذر چيزهايى كه باعظمتتر است و با رتبهاى برتر است بر توحيد استدلال كردهاند و گفتهاند : از آنجا كه ما ديديم فلك را حركتى است اضطرارى دانستيم كه حركت آن از چيزى است كه خود غير متحرك است و اگر نبود لازم مىآمد كه تا بىنهايت اين سلسله كشيده شود . و فلك چيزى باشد هميشه متحرك . پس نيروى حركت دهندهء آن بايد كه بىنهايت باشد . پس نمىتواند كه جسم باشد ، بلكه بايد خود محرّك اجسام باشد . پس همچنان كه نيروى آن را نهايتى نيست پس چيزى نيست كه زوال را در آن راه باشد و فساد پذيرد . اينان گفتهاند كه بنگريد چگونه ما به شناخت صانع مبدع آغازگر محرك اشياء - از رهگذر اشياء ظاهر و شناخته ، كه به حواس ادراك مىشوند - پى برديم و دانستيم كه او ازلى است با نيرو و توانى بىپايان كه خود نه حركت مىپذيرد و نه فساد در او راه دارد و نه متكوّن است . منزه است و بسى برتر از آنچه ستمكاران گويند . پس برجها دوازده برجاند و شمس در هر ماه ، از سال ، در يكى از خانههاست كه نخستين آنها حمل است و سپس ثور و آنگاه جوزا و سپس سرطان و آنگاه اسد و سپس سنبله و پس از آن ميزان و آنگاه عقرب و سپس قوس و آنگاه جدى و سپس دلو و آنگاه حوت . اين برجها هر كدام به بيست و هشت جزء تقسيم مىشوند كه هر كدام از آنها را